وقتی یکی از یه کارمون ایراد میگیره سری در مقابلش جبهه میگیریم
وقتی یکی میگه این کارو نکن من کردم عاقبت خوشی نداشت بهمون بر میخوره و …
وقتی یه وسیلهای میخریم یکی میگه این به درد نمیخوره جنسش خوب نیست میگیم خوبی منو نمیخواد حسودیش میشه
وقتی یه کار بدی میکنیم اصلا انتظار نداریم که بقیه بهمون بگن
وقتی …
از این وقتیها زیاده ولی تو فکر میکنی آخرش که چی……؟
وقتی میگن کی نقد پذیره سینتو سپر میکنی و با غرور کامل میگی من!!!!
اما نه تنها جنبشو نداری بلکه …
حالا اینا یه طرف نکتهی دیگهای که هست اینه که هممون دوست داریم ناقد باشیم یعنی دوست داریم طرفمونو نقد کنیم
چه میدونم شاید واقعا ما اهل کل هستیمو خبر نداریم!!!
بعضیا میگن اونایی که قدرت نقد کردن ندارن آدمای ضعیفی هستن … ولی من میگم اونایی که قدرت نقد شدن ندارن آدمای ضعیفی هستن
چرا همه میخوان همدیگرو ببرن زیر سوال؟
البته نمیگم نقد کردن خوب نیست خیلی هم خوبه ولی به نظر من مهم اینه که چرا قراره نقد بشیم؟
چرا یکی میخواد شخصیت آدمو نقد کنه؟
مگه تو کی هستی اصلا که…. نه اینو نمیگم با کی بودنت کار ندارم میگم تو دلیلت چیه که اینطوری نقد میکنی؟؟؟؟
چرا انقدر با چشم بد به آدم نگاه میکنی ؟؟؟
انگاری من خود شیطانم…..
اون وقت میگی من این کارو نباید میکردم اونو نباید میخریدم اون یکی رو نباید …
این نباید برای چیه؟؟؟؟
برای اینه که تو یه باید برای من درست کنی؟
چرا باید بایدی باشه؟؟؟؟
تو چی میگی نظر تو چیه؟؟؟؟