خبر آمد …
خبر آمد خبری در راه است
خبر آمد عمهات در باغ است
خبر آمد جیگرات را بردهاند
خبر آمد مخات را خوردهاند
خبر آمد زندگی بر باد است
خبر آمد همسایه بر بام است
خبر آمد لولهها گرفته است
خبر آمد چاه آب سر باز است
خبر آمد خبری در راه است
خبر آمد عشق من در راه است
خبر آمد رفته بودی سرچهارراه …
خجالت نمیکشی بی پدر؟؟ بازم از این کارا !!!!!!
شاعر : استاد مریخ دوست ( پسر مریخی )
آوریل 18, 2008 در t 9:42 ق.ظ
قسمت «عمهات در باغ است» اش جالب بود :دی
آوریل 18, 2008 در t 12:32 ب.ظ
سلام مريخي خوبي منم توكل رپر ها هيچكس را دوست دارم در مورد
توي FM بنويس اپ جديد گذاشتم منتظرت هستم
آوریل 19, 2008 در t 9:35 ق.ظ
سلام مريخي.خوب كردي بهم سر زدي.
خيلي با حال بود .
خوشمان آمد. ادامش بنويس:ايخوش آن دل كه از آن آگاه است…
آوریل 19, 2008 در t 9:40 ق.ظ
اجازه ميدي بزارمش توي وبلاگم…
اگه ميشه…
لطفا…