اینم یه جورشه دیگه …
هر وقت میخوام بنویسم ذهنم بیخودی میره سمت مضامین عاشقانه و … نمیدونم لیلش چیه شایدم منم … شایدم نه ولی مهم اینه که این اتفاق میافته!!!
مهم اینه که توی این دنیا هیچ کس وجود نداره که آدم باهاش راحت حرف بزنه! ؛ حتی نزدیکترینها هم برای آدم …
هر وقت دلم میخواد بنویسم یه جورایی ذهنم پرواز میکنه میره به سمت جاهایی که شاید …
بیخیال ؛ مامانم داره صدام میکنه …! بیا وقت ناهاره …!!!!!!!
آوریل 22, 2008 در t 8:54 ب.ظ
سلام
مرسي كه سر زدي.
باي
آوریل 22, 2008 در t 8:55 ب.ظ
اخ جون موفق شدم…………………..
………………………….(خوشحال)
باي
آوریل 23, 2008 در t 8:32 ق.ظ
سلام :
من upaiaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam