یه مدت نبودم و حالا دوباره…

By martianboy

سلام به همگی

باز پسر مریخی وارد میشود

همه کارا انجام شده و منتظر اعلام نتیجه کار ، تو خیابون داشتم راه میرفتم که یهو دیدم یه پژو دستشو گذاشته رو بوق داره بوق میزنه اول نشناختم بعد که دقت کردم دیدم مدیر مرکز (پیش‌دانشگاهی) که بهم اشاره کرد تو همون حالی که داشت با سرعت پایین حرکت میکرد گفت: … واسه هشتم یه سر بیا قراره کارنامه هارو بدیم …

گفت کارنامه و دوباره دل من آشوب شد همیشه از امتحان بدم اومده ، من دوست دارم همه چیزو یاد بگیرم ولی دوست ندارم امتحانی در کار باشه ، آخه میدونی آخر هر امتحان باید یه جوابی و یه کارنامه ای دریافت بشه ، …

… ولی ما که همش داریم امتحان میدیم

آخرش ببینیم چند نفر مهر قبولی بهشون میخوره …! انشاالله همتون کارنامه هاتون …

3 پاسخ به “یه مدت نبودم و حالا دوباره…”

  1. بابک می گوید:

    مریخی جان باور کن این چند روز خیلی خیلی گرفتار بودم فعلآ هم همین روند ادامه داره از دنیای آفلاینم هم جا موندم چه برسه به آنلاین. ان‌شا‌ الله یه ذره که رو به راه تر شدم حتمآ مرتب بهت سر می‌زنم.

  2. بابک می گوید:

    راستی الان ساعت ۳:۱۱ صبح هست و من تا همین چند دقیقه پیش داشتم برای یک امتحان درس می‌خوندم. درکت می‌کنم…..

  3. سار تنها می گوید:

    سلام
    ببخشيد ازاين به بعد حتما هميشه اولين نفر سعي ميكنم بهت سر بزنم.
    اميدوارم همگي توي امتحانا موفق بشيد.
    باي

پاسخ دهید