چهره‌ی مرگ

By martianboy

سفینه‌ای خواهم ساخت ؛ ساخته‌ی دست خود

خواهم رفت به کران

دور خواهم شد از این بدبختی

راسته‌ی دست خویش را ؛ همچنان خواهم راند …

سفینه‌ای عجیب، که از هر بلایی دور خواهد ماند

همچنان خواهم گشت ؛ به تمامی کرات خداوندی خواهم رفت

و اما به هیچ دل نخواهم بست که چرا …!

آنقدر خواهم گشت ؛ تا به هجران صفای ابدی رسم و باز … چرا؟

خوش گذرانی‌هایم ، عشق‌بازی‌هایم ، زندگانی‌هایم ، آموخته‌هایم…

اما … چرا …؟

چرا از پس این همه … باید گفت:

سلام مرگ …!!!

يك پاسخ برايش بگذاريد