Archive for the ‘در مورد بقیه’ Category

یه مدت نبودم و حالا دوباره…

می 26, 2008

سلام به همگی

باز پسر مریخی وارد میشود

همه کارا انجام شده و منتظر اعلام نتیجه کار ، تو خیابون داشتم راه میرفتم که یهو دیدم یه پژو دستشو گذاشته رو بوق داره بوق میزنه اول نشناختم بعد که دقت کردم دیدم مدیر مرکز (پیش‌دانشگاهی) که بهم اشاره کرد تو همون حالی که داشت با سرعت پایین حرکت میکرد گفت: … واسه هشتم یه سر بیا قراره کارنامه هارو بدیم …

گفت کارنامه و دوباره دل من آشوب شد همیشه از امتحان بدم اومده ، من دوست دارم همه چیزو یاد بگیرم ولی دوست ندارم امتحانی در کار باشه ، آخه میدونی آخر هر امتحان باید یه جوابی و یه کارنامه ای دریافت بشه ، …

… ولی ما که همش داریم امتحان میدیم

آخرش ببینیم چند نفر مهر قبولی بهشون میخوره …! انشاالله همتون کارنامه هاتون …

هوس …

می 3, 2008

دراز کشیده بودم و توی فکر بودم که یهو دیدم نشسه رو زمین و داره منو نگاه میکنه، منم نگاهش کردم و یه تکونی به خودم دادم اون بلند شد ولی من اعتنایی نکردم دیدم نشست رو پام دستمو بردم سمتش ، دوباره بلد شد و اومد زیر گوشم یه زمزمه‌هایی کرد و از جلوم رد شد رفت سمت اون یکی گوشم ، من همینطوری خوابیده بودم که دیدم نشست رو سینم . یه نگاه بهش کردم و اون دوباره بلند شد و رفت دوباره رو زمین نشست و داشت دستاشو میمالید و منو نگاه میکرد؛ منم از فرصت استفاده کردم و محکم با مگس کش زدم تو سرش چنان که انگاری اصلا مگسی وجود نداشته با اون هویت …!!!

لعنت به کسی که فکرش منحرفه ……..!!!!

میدونم که همش حرفه …

آوریل 27, 2008

میدونم که همش حرفه …

میدونم که اگه یکی میگه عاشقه ولی…

میدونم که اگه یکی از خودش همش تعریف میکنه ولی …

میدونم که اگه میگن آزادی داریم ولی …

میدونم که اگه میگن همه چیز ارزون میشه ولی …

میدونم که اگه یه کارت سوخت پیدا کنی میبری میدی صاحبش ولی …

میدونم که نماز میخونی و میگی مسلمونی ولی …

میدونم که میگی دوسم داری ولی …

میدونم که درس می‌خونی ولی …

میدونم که همیشه خدارو به خاطر سلامتیت شکر می‌کنی ولی …

میدونم که کرایه ماشین‌ها زیاد نشده ولی …

میدونم که همه حجاب دارن ولی …

میدونم که اون دونفر توی پارک خواهر و برادر بودن ولی …

میدونم که اونیکه بهت زنگ زد کی بود ولی …

میدونم که توی موبایلت چیزی نداری ولی …

…………………………………………….. ولی همش حرفه ؛ حرف

راستی من این همه چیز میدونم و ولی باز همش …

کارهایی که از نظر من میتونه ضایع باشه …

آوریل 14, 2008

آدما کارایی میکنن که شاید … مثلا …

وقتی طرف داره غذا میخوره صدای نا هنجاری از جویدنش شنیده میشه …

وقتی داره آب میخوره یا یه نوشیدنی که دیگه حرفشو نزن …

وقتی تو جمع نشسته انگاری یه چیزی گذاشتن زیرش مثل آدم نمیشینه که …

وقتی کنارش میشینی بوی عرق حالتو به هم میزنه …

وقتی باهات حرف میزنه از چند فرسخی معلومه که از نوزادیش تا حالا دهنشو نشسته …

وقتی بیشتر که نگاهش میکنی انگاری صبح هاهم که از خواب بیدار میشه صورتشو نمیشوره …

وقتی لباساشو نگاه میکنی انقدر کثیف و شلخته ست که نگو …

وقتی میره دستشویی باید کلی مواد ضدعفونی کننده بعدش به کار ببری …

وقتی میره استخر دورش کف جمع میشه …

وقتی تو خیابون راه میره انگاری مسته …

وقتی …

آخه دختر به تو چی باید گفت … هان !!!

آوریل 14, 2008

صبح که پا میشی میری جلو آینه کلی به خودت میرسی ، بیچاره پوست صورتت که هزارتا کوفت و زهرمار و باید بچشه بعدشم یه عینک … میزنی صورتت با یه شلوار کوتاه که یه 30 سانتی معمولا با زمین فاصله داره که چسبیده به تنت با یه مانتو چسب که 30 سانت از پایینه اون شلوار فاصله داره که اونو نپوشی والا بهتره !!!

خلاصه با این وضعیت که یه تیکه پارچه هم به نام شال انداختی رو سرت که دختر 6 ساله واسش کوچیکه اونم نندازی خیلی بهتره !!! از خونه میزنی بیرون میری پیش چهارتا از خودت بدتر که ( البته در بهترین حالت) خدا به خیر کنه !!!

ببین آرایش کردن مخصوص دختراس ولی به نظر خودت این آرایشه یا …

نمیدونم والا چی بگم ، تو چیرو میخوایی به مردم ( یا بهتر بگم به پسرا) نشون بدی؟؟؟!!!

اگه خیلی خوشکلی دیگه چرا انقدر … ؛ اگرم نیستی که عزیزم میمون هرچه قدر هم به خودش برسه بازم میمونه !!!

اون وقت میگی ما حق آزادی داریم ؟؟؟؟ دمکراسی؟؟؟؟ …. آزادی … !!!!

خدایا یا من آزادیو اشتباه فهمیدم یا این خلایق …!!!

تازه وقتی که دوتا پسر از خودت بدترم بهت تیکه میندازن شروع میکنی به بد و بیرا گفتن !!!

خوب دیگه ادامه نمیدم خودتون کلاه خودتونو قاضی کنید در مورد این دختر چی میشه گفت؟؟

………….؟

نتیجه گیری مریخی:

اگر میبینیم امروزه کانون خانواده کارایی قبلی خود را از دست داده و خانواده در بسیاری از نقاط دیگر جهان محیطی برای عفاف و تعالی اخلاقی محسوب نمیشود و اگر میبینیم بی‌حجابی و لباس‌های کوتاه و بدن‌نما برای زنان در اکثر نقاط جهان عادی شده است ناشی از محور قرار گرفتن لذت‌های مادی و جنسی و استفاده‌ی ابزاری از زنان است.

متاسفانه در کشور ما (ایران) دختران و زنان برای اینکه از آن‌ها استفاده ابزاری شود تمایل بسیاری از خود نشان داده‌اند و در نتیجه‌ی این عمل بدحجابی و بی‌حجابی در جامعه رواج پیدا کرده و باعث انحرافات اخلاقی به خصوص در جوانان پسر و دختر بین سنین 15 تا 22 سال گردیده و سوء استفاده‌های جنسی از دختران جوان و فحشا منجر گردیده است.